استادکیومرث ابوالملوکی

Active Image


كیومرث ابوالملوكی در آذر ماه سال 1318 هجری شمسی كشتی را زیر نظر استاد حمید محمودپور آغاز كرد





استاد حمید محمودپور فارغ التحصیل رشته تربیت بدنی از اروپا بود كه برای اولین بار كشتی را از گود زورخانه به روی تشك كشتی آورد .Active Image

ابوالملوكی كه هیچ گاه نتوانست بعنوان كشتی گیر در رقابتهای بین المللی حضور یابد تنها یكبار در سال 1323 قهرمان كشور در وزن دوم در هر دو رشته آزاد و فرنگی شد وی همچنین به كار مربیگری در كشتی نیز پرداخت و شاگردانی نظیر مرحوم علی غفاری را پرورش داد و حتی یكبار در سال 1954 میلادی در رقابتهای جهانی یوكوهاما كمك استاد فیلی بود كه تیم ایران در این رقابتها توسط توفیق جهانبخت صاحب 1 مدال طلا و محمدعلی فردین صاحب 1 مدال نقره و در مجموع با 22 امتیاز پس از شوروی دوم شد .

ابوالملوكی علاوه بر كشتی گرفتن و مربیگری سالها دبیر ورزش دبیرستانهای تهران بود و همچنین در دانشگاه ملی و دانش سرای عالی تربیت بدنی طی سالهای 1329 تا 1347 به تدریس كشتی پرداخت و در چند رقابت بین المللی همچون بازیهای آسیایی 1974 تهران سرپرست تیم های مختلف ورزشی بود .

وی همچنین عضو هیئت رئیسه اولین فدراسیون كشتی ایران در فروردین ماه سال 1328 بود و علاوه بر آن دو كتاب رموز كشتی در سال 1324 و فنون كشتی بصورت مصور در سال 1326 را تالیف كرد كه این كتاب 5 بار تجدید چاپ شد .

اما آنچه نام استاد كیومرث ابوالملوكی را در كشتی ایران زنده و جاوید كرده است قضاوت و داوری بوده است ، ابوالملوكی بنا به نقل قولی در سال 1949 میلادی اولین داور بین المللی كشتی ایران بوده است.

ابوالملوكی در رقابتهای جهانی 1951 هلسینكی فنلاند و رقابتهای المپیك 1956 ملبورن بهمراه مهدی نیكخو و در رقابتهای المپیك 1960 رم بهمراه حمیدی و نیكخو قضاوت كرد و در چند رویداد داخلی حساس نیز همانند دیدار دوستانه تیمهای كشتی باشگاه نیرو راستی با تیم ایتالیا در سال 1329 در تهران بهمراه نیكخو ، یعقوب لطیفی و بیات انتخابی المپیك 1956 ملبورن بهمراه مجتبوی ، نیكخو و سعدیان و در رقابتهای انتخابی تیم ملی كشتی آزاد در سال 1337 در سالن پارك شهر سابق بهمراه استاد بلور كه در آن زمان استاد بلور دیدار حساس توفیق جهانبخت و امامعلی حبیبی را سوت زد نیز داوری كرد .

ابوالملوكی طی سالهای 1354 تا 1358 شهردار دهكده المپیك بود و پس از آن تنها به سرزدن به سالنهای كشتی و گاهی تدریس قضاوت اكتفا كرده است.

در پایان لازم به ذكر است در مورد مربیگری یا داوری وی در رقابتهای جهانی 1954 توكیو اختلاف نظرهایی وجود دارد و مشخص نشده است ابوالملوكی بطور دقیق در این رقابتها داور بوده است و یا دستیار مرحوم فیلی ، عمرش دراز باد./

منبع:koshtieslamabad.mihanblog.com

پوریای ولی

 

 

 

 

 

 

 

 

نفس با او، سر درشتی داشت
یك نفر، یك زمان دو كشتی داشت
عقل گفتا، كه تركتازی كن
عشق گفتش كه عشق بازی كن
عقل گفتا، بگیر بازوبند
عشق گفتا كه عهد با او بند
عقل گفتا بر او شكست آور
عشق گفتا دلی به دست آور
عقل گفتا كمر شكن باید
عشق گفتا اشك پیرزن آید
عقل گفتا كه شهره‌تر گردی
عشق گفتا كه كوجوانمردی
آنچه از تاریخ پهلوانی‌ها در ایران بر جای مانده، شرح حكمت‌ها و داستانهایی است كه علیرغم بزرگی و تنومندی پهلوانان این سرزمین، جملگی بر تواضع و فروتنی آنان صحه گذاشته است.
انسانهایی كه با عمل به آموخته‌های دینی و فرهنگی، مورد اعتماد مردم واقع شدند و نامی نیك از خود به یادگار گذاشتند.
و امروز یكی از ذخایر معنوی و فرهنگی كه از تاریخ كهن این مرز و بوم برای نسل‌های متمادی این آب و خاك بر جا مانده همان رسم پهلوانی و جوانمردیهاست كه بسیاری از آنان سینه به سینه از پدران و اجداد ما به نسل امروز رسیده است.
اما یكی از شگفت‌انگیز‌ترین حكایت‌های پهلوانی در ایران كه همچنان پس از قرنها نام او بر تارك این ورزش می‌درخشد قصه زندگی "محمدخوارزمی" معروف به " پوریای ولی" است .
پوریای ولی را باید سجل احوال پهلوانان ایران نامید. شخصیتی كه در نظر ورزشكاران این رشته به "اولیاءالله" معروف است.
جامی شاعر بزرگ معاصر پوریای ولی در كتاب خود "نفجات‌الانس" او را در زمره "اولیاء" شمرده است.
پهلوان پوریای ولی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری قمری می‌زیسته و آنچه در تاریخ آمده زمان وفات اوست كه در سال 723 هجری قمری از این دنیا رحلت می‌كند. مهمترین خاطره‌ای كه از دوران پهلوانی پوریای ولی، پهلوان، عارف و شاعر ایرانی متخلص به قتالی به یادگار مانده است، كشتی معروف او با پهلوان هندی در شهر خوارزم است.
گویند: از طرف هند پهلوان جوانی به قصد كشتی گرفتن با پوریای ولی به خوارزم می‌آید چون به آنجا می‌رسد حاكم خوارزم دستور می‌دهد، در یك روز معین (جمعه‌ای) همه مردم در میدان عمومی و بزرگ شهر جمع شوند.
در شب نبرد، مادر پیر پهلوان هندی كه با همه ناتوانی و به خاطر محبت به او به خوارزم آمده بود. مرتب فرزندش را مورد نصیحت قرار می‌دهد كه دست از این مبارزه بردارد و به پهلوانی شهر خود قانع باشد و آبروی خود را نبرد.
اما پهلوان هندی از مادر خود می‌ خواهد تا برایش دعا كند و به او می‌گوید: دعای تو به عنوان مادر قوی‌تر از زور و بازوی پوریای ولی است.

آن شب مادر پیر پهلوان به مسجد می‌رود و در گوشه‌ای به راز و نیاز با خدا می‌پردازد و همچنان فرزند خود را با اشك و آه دعا می‌كند.
پوریای ولی هم كه مشغول خواندن نماز در مسجد بود صدای ناله‌ها و دعاهای پیرزن را شنیده و متوجه اشكهای او می‌شود.
پوریای ولی با اینكه او را نمی‌شناخت به سمت پیرزن رفته تا به او كمك كند. وقتی از پیرزن می‌خواهد كه مشكل خود را بگوید او همه ماجرا را برای پوریای ولی تعریف می‌كند و وقتی حرف‌های مادر پیر را می‌شنود منقلب شده و به او می‌گوید: مادر، فرزندت درست می‌گوید، این را بدان كه قدرت دعای تو به مراتب از زور و بازوی پهلوان این شهر قوی‌تر است من به شما قول می‌دهم كه در اثر این دعا پسرتان بر پوریای ولی پیروز شود و پس از آن مسجد را ترك می‌كند.
صبح روز نبرد در حالی كه تمام مردم در میدان شهر جمع شده بودند، شاه بر تخت نشست و كشتی دو پهلوان را زیر نظر گرفت. ابتدا پوریای ولی با چند كشتی‌گیر در افتاده و همه آن‌ها را خاك می‌كند و سپس به طرف پهلوان هندی رفته و همان ابتدای كار می‌فهمد كه پهلوان جوان در دست او خوار و زبون است. در آن لحظه به یاد درددل و دعای پیرزن افتاده و عمدا كاری می‌كند كه پهلوان هندی پشت او را خاك كند.
گویند: از همین جا بود كه پهلوان محمد خوارزمی "پوریای ولی" شد و در آن لحظه كه به زمین افتاد همه كون و مكان را دید و آن چه نهفته و پنهان بود بر او آشكار گشت.
علی انسانی شاعر ادبیات آیینی و مرثیه‌سرای اهل بیت‌(ع) این داستان را در مثنوی دو كشتی این گونه به نظم درآورده است:
صبح جمعه رسید و روز نبرد
سوی میدان شهر روی‌ آورد
پنجه در پنجه حریف افكند
كمر او گرفت و در جا كند
خواست تا كوبدش به رو به زمین
هاتفی از درون صدا زد، هین
هان كه مغلوب ما و من نشوی
غافل از حال پیر زن نشوی
اشك او بین كه بر رخش جاری است
تیر آه كمان قدان كاری است
زنده كن یاد پهلوانان را
تیغ اگر داشتی مبر نان را
نفس، سركوب كن یلی این است
مكتب مرتضی علی(ع) این است
دل در آن گیر و دار یكدله كرد
از درون با خدا معامله كرد
ماند در حلقه یلان به یلی
نام آن فحل پوریای ولی

زندگی نامه پهلوان پوریای ولی

 

  پوریا ی ولی عا رف ،  شا عر ،  کشتی گیر و پهلوان بزرگ ایرانی  که او را پوریا  ، پیریا ر ، بوکیا ر و بهو کیا ر نیز نا میده اند حدود ششصد یا هفتصد سا ل قبل زندگی می کرد و به علت اشتها ری که در جوانمردی و مردمداری و عرفا ن داشت  در چنا ن  ها له یی از افسا نه ها و با ورها  فرو رفته که ما به حق اطلاعا ت اندکی از وا قعیت ها ی زندگی او داریم .

 

 منا بع غیرموثق   که با  تبلیغا ت  ازبک ها  قوت گرفته  و متا سفا نه جها نی نیز شده و حتی به منا بع جها نی نظیر ویکی پدیا نیز راه یا فته می گویند که  :


 

 محمود خوارزمی  معروف به پوریا ی ولی  ، عا رف ، شا عر ، کشتی گیر و پهلوان  ایران قدیم  در سا ل ١٢۵۶ میلا دی  برابر با ۶٣۶ هجری شمسی  در شهر خیوه ( شهری  در نزدیکی ها ی مر کز استا ن  خوارزم کشور ازبکستا ن فعلی )  به دنیا آمد و در سا ل  ۱۳۲۶ میلادی مطا بق با ۷۰۶ هجری شمسی  در سن حدودا هفتا د  سا لگی در هما ن شهر درگذشت و هما نجا به خا ک سپرده شد .

 

 ولی برخی از اسنا د تا ریخی نشا ن می دهد که این روایت قطعی نیست . در واقع برخی از منا بع می گویند که

 

 پوریا ی ولی در شهر خوی  در ایران می زیست و محمود خوارزمی که در شهر خیوه زندگی می کرده پسر او بوده است . وجود دو گور یکی در خیوه ( ایشا ن قلعه )  و دیگری  در خوی تا حدی این اظها ر را توجیه می کند . بنا به این منا بع هر دو پهلوان  به علت اشتها ر در جوانمردی  و دلا وری  یکی فرض شدند .

 

 پیداست که منا بع روسی و ازبکی  به دلایلی سعی در  قطعی نشا ن دادن این پندا ر پر از تردید داشته اند که  پوریا ی  ولی هما ن  محمود خوارزمی است  و متا سفا نه تا حدی نیز در این کا ر موفق بوده اند . پررونق بودن آرامگا ه  واقع در خیوه و متروک بودن آرامگا ه واقع در خوی تا حدی  بیا نگر این موفقیت است .

 

 با ری ، به هر حا ل پوریا ی ولی چه  یکی از آن دو بوده باشد یا هردو یا یکی ، یا یکی پدر ودیگری فرزند ،  پهلوان بزرگی بود که آیین پهلوانی را با جوانمردی و آیین عرفا نی درهم آمیخت و ورزش پهلوانی و به ویژه ورزش زورخا نه یی یا کشتی زورخا نه یی را با  پیدایش خود د رمسیری جدید قرار داد

 

 یکی از افسا نه ها یی که دربا ره ی  پوریا ی ولی وجود دارد  می گوید که  پوریا ی ولی به خا طر ازدواج جوان فقیری با دختر پا دشا ه  حا ضر می شود    از   آن جوان شکست بخورد . دختر پا دشا ه شرط ازدواج خود با آن جوان فقیر را غلبه ی  او بر پهلوان بزرگ شهر یعنی پوریا ی ولی قرار داده بود .  پوریا  که برای اقا مه ی نما ز به مسجد می رود  ما در آن جوان را در حا لت نومیدی و رنجوری می بیند  که برای پیروزی پسرش دعا می خواند.  قلب پوریا با دیدن آن صحنه به رقت می افتد و ...                     

 

 درافسا نه یی دیگر آن جوان را هندی معرفی کردند . ..

 

 احتما ل دارد که چنین حا دثه یی رخ داده با شد . ولی واقعا  پذیرش این موضوع که پوریا ی ولی با آن همه اعتقا د به ورزش و آیین پهلوانی حا ضر به زمین خوردن مصلحتی بوده با شد جدا محل تردید است .  درواقع  پهلوان بنا به هما ن قواعد و قوانین پهلوانی حق ندارد در مبا رزه  ترحم نشا ن دهد یا به قصد ترحم  تقلب کند یا پهلوان دیگر را فریب دهد

زندگینامه آرسن فادزایف

مهمترین افتخارات


- بازی های المپیک
1988 (سئول): مدال طلا (68 کیلوگرم)
1992 (بارسلونا): مدال طلا (68 کیلوگرم)

- قهرمانی جهان
1983 (کی یف): مدال طلا (68 کیلوگرم)
1985 (بوداپست): مدال طلا (68 کیلوگرم) - برترین کشتی گیر جهان در این سال
1986 (بوداپست): مدال طلا (68 کیلوگرم) - برترین کشتی گیر جهان در این سال
1987 (کلرمون فران): مدال طلا (68 کیلوگرم)
1989 (مارتینی): مدال نقره (74 کیلوگرم) - نفر اول کنی ماندی از ایالات متحده
1990 (توکیو): مدال طلا (68 کیلوگرم) - برترین کشتی گیر جهان در این سال
1991 (وارنا): مدال طلا (68 کیلوگرم)

جمع مدال ها: هشت مدال طلا و یک مدال نقره

زندگینامه جهانبخت توفیق


. اولین بار در سال 1327 در مسابقه های کشتی تشویقی تهران شرکت کرد و خیلی زود در سال 1329 به عضویت تیم ملی برای حضور در بازیهای المپیک 1952 هلسینکی در آمد. در المپیک هلسینکی او موفق به دریافت مدال برنز وزن 67 کیلوگرم گردید. توفیق در مسابقات جهانی سال 1954 که در توکیو برگزار شد، نخستین مدال طلای تاریخ کشتی ایران از این رقابت ها را به چنگ آورد و بالاتر از اوله آندربرگ (قهرمان المپیک) و گالارادزه، برسکوی نخست جهان ایستاد.

پس از رقابت های جهانی توکیو، جهانبخت به انگلستان رفت و به تحصیل پرداخت و موفق شد مدرک مهندسی مکانیک را از آنجا اخذ نماید. پس از مراجعت به ایران در یک وزن بالاتر (73 کیلوگرم) به عضویت تیم ملی در آمد و در جام جهانی 1958 صوفیه دوم شد. در همین سال در بازیهای آسیایی 1958 توکیو، در دیدار نهایی با کانه کو مساوی کرد ولی به علت وزن بیشتر بر سکوی دوم قرار گرفت. جهانبخت توفیق که در ورزش و تحصیل علم بسیار موفق بود، خیلی زود در سال 1349 بر اثر بیماری در لندن در گذشت. پیکر وی در روز سوم خرداد ماه 1349 از مقابل ورزشگاه شیرودی (امجدیه) تشییع و در گورستان ظهیرالدوله شمیران به خاک سپرده شد.

زندگینامه ایوان یارگین

 
. او در سال 1970 در مسابقات کشتی فدراسیون روسیه به مقام قهرمانی رسید و سپس همین مقام را در رقابت های کشتی آزاد قهرمانی اتحاد جماهیر شوروی تکرار کرد تا به عضویت تیم ملی درآید. در 22 سالگی در مسابقات اروپا در برلین حضور یافت ولی با شکست در برابر احمد آییک از ترکیه به مدال نقره وزن 100 کیلوگرم رضایت داد. دو سال بعد او در اروپا با 5 پیروزی ضربه فنی و یک پیروزی امتیازی صاحب گردن آویز طلا شد. اوج اقتدار یاریگین در بازیهای المپیک سال 1972 مونیخ به نمایش درآمد، جایی که او در 7 دقیقه و 20 ثانیه 7 حریف خود را ضربه فنی نمود. در وزن 100 کیلوگرم 17 کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قرعه شماره 3، ابتدا برونویو تزلر از سوییس را ضربه فنی کرد و سپس پشت گرد باچ مان از آلمان شرقی، هری گریس از کانادا، ابوالفضل انوری از ایران، ایناچی پانایت رومانیایی، بایان مونخ مغول و ژوزف کاستاری از مجارستان را به تشک دوخت تا صاحب گردن آویز طلا شود. یاریگین در رقابت‌های جهانی تهران در سال 1973 هم حضوری درخشان داشت و پس از 4 پیروزی با ضربه فنی و یک پیورزی با امتیاز به مدال طلای وزن100 کیلوگرم دست یافت. او در سال‌های 1974 و 1975 در رقابت‌های جهانی شرکت نکرد و به جای او ولادیمیر گلوتکین پیراهن تیم ملی شوروی را پوشید، اما از رقابتهای اروپایی سال های 74، 75 و 76 به 2 مدال طلا و یک نقره رسید. برای حضور موفق در المپیک 1976 مونترال، یک بار دیگر به تلاش تحسین برانگیز دست زد، او با جدیت تمرین می کرد،‌100 متر را در 5/11 ثانیه می دوید و روزانه 52 کیلومتر را می‌پیمود. در وزن 100 کیلوگرم المپیک مونترال، 15 کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قدرتی مثال زدنی با پنج پیروزی دومین طلای المپیک خود را تصاحب نمود. پس از کسب دومین طلای المپیک، یاریگین هیچگاه در رقابت های جهانی و المپیک حضور نیافت ولی چهار بار در سال های 76، 77، 79 و 80 در جام جهانی شرکت کرد و به 4 مدال طلا دست یافت. او طی سال های 1982 تا 1992 مربی تیم ملی کشتی شوروی بود و به افتخارات فراوانی دست یافت. از سال 1993 تا 97 هم رئیس فدراسیون کشتی روسیه و عضو هیأت رئیسه فیلا بود. یه یاد یاریگین که خیلی زود درگذشت تورنمنتی بین‌المللی در کراسنویارسک و به نام او هر ساله برگزار می شود.

زندگینامه ابوطالب طالبی

ابوطالب طالبی در بیست و یکم فروردین ۱۳۲۴ در روستای گرگر شهر مرند به دنیا آمد. در سیزده سالگی به همراه خانواده خود به تهران مهاجرت کرد و در جوادیه تهران سکنی گزید. علاقه وافر او به کشتی باعث شد در اوایل نوجوانی به باشگاه پولاد تهران رود. ۳ سال زیر نظر حسینقلی (اصغر) مهر‌آموز به تمرین سخت بپردازد. پس از فراگرفتن کشتی به باشگاه جعفری رفت. در کنار نبی سروری، مهدی یعقوبی و محمدعلی خجسته‌پور مراحل ترقی را به سرعت پیمود. اولین رقابت جدی او در سال ۱۳۴۴ بود که تیم قدرتمند شوروی برای انجام دیداری دوستانه به ایران آمد.
تیم ایران در این سال به مقام قهرمانی جهان در منچستر رسیده بود. در شب سوم پیکار دو تیم، طالبی در برابر علی علی‌اف قهرمان نامدار روس‌ها مبارزه ای نزدیک داشت و در حالیکه در تمام طول کشتی حمله می‌کرد با یک امتیاز مسابقه را واگذار کرد.
سال بعد، طالبی در حالیکه تنها ۲۱ سال سن داشت با دوبنده تیم ملی در مسابقات جهانی ۱۹۶۶ تولیدو به میدان رفت. در این رقابت ها ۱۶ کشتی گیر برروی باسکول رفتند و طالبی با قرعه شماره ۱۶ در دور اول با یرجولیپانن از فنلاند روبرو شد. طالبی این مبارزه را با امتیاز برد و در دور دوم هم هنریش تروتزباچر از اتریش را با امتیاز مغلوب کرد. سومین کشتی‌گیری که در برابر وی شکست را پذیرا شد کارل دودری‌مونت آلمانی بود. طالبی در دور چهارم استراحت کرد و بعد در دور پنجم به مصاف علی علی‌اف ورسی رفت که این مبارزه به تساوی انجامید. آخرین مبارزه او با حسن سوئیچ از ترکیه بود که با شکست امتیازی طالبی همراه شد تا با ۸ نمره منفی بر سکوی سوم وزن ۵۷ کیلوگرم بایستد.
یک سال پس از آن، طالبی در دهلی‌نو هندوستان یک بار دیگر به مدال برنز جهان رسید. در این سال ۱۷ کشتی‌گیر در ۵۷ کیلوگرم حضور داشتند که نماینده ایران صاحب قرعه شماره ۹ بود. او در دور اول با تادامیشی تاناکا از ژاپن روبرو شد و کشتی را باخت. در دومین مبارزه،‌هورست مایر از آلمان شرقی را با ضربه فنی پشت‌سر گذاشت و در دور سوم به مصاف ریچارد سوفمان از ایالات متحده رفت که این کشتی‌گیر را با امتیاز شکست داد. در پیکار چهارم ، طالبی انتقام شکست سال قبل را از حسن سوئیچ ترک گرفت تا به دور نهایی برسد. در این مرحله با تساوی برابر بیشامبر سینگ از هندوستان و شکست برابر علی‌اف روس به مقام سوم جهان رسید.
ابوطالب طالبی در سال ۱۹۶۸ در تنها المپیک زندگیش حضور یافت. مکزیکوسیتی میزبان ۲۱ کشتی گیر در وزن ۵۷ کیلوگرم بود که طالبی با قرعه شماره ۱۷، در دور اول به مصاف خاویر راکسون از گواتمالا رفت و به راحتی به پیروزی رسید. او در دور دوم با احمدجان از افغانستان روبرو شد و این کشتی گیر را هم ۳-صفر برد. پیروزی در برابر محمد سودار از پاکستان و دونالد بهم از ایالات متحده، طالبی را در دور ششم (در دور چهارم استراحت کرد) در برابر علی‌اف روسی قرار داد،‌پیکاری که علی‌رغم شایستگی‌های طالبی مساوی اعلام شد. در آخرین کشتی، طالبی در حالیکه تا دقایق پایانی (۳-۰) از یوجیرو اوتاکه ژاپنی پیش بود، خاک و بارانداز شد و با قبول تساوی بر سکوی سوم المپیک قرار گرفت.
مسابقات جهانی ۱۹۶۹ ماردل پلاتا،‌آخرین حضور طالبی بود. در این رقابت ها کشتی گیر شایسته تیم ایران پیروزی‌های خوبی کسب کرد ولی با شکست در آخرین مبارزه در برابر دونالد بهم آمریکایی با ۸ امتیاز منفی سومین مدال برنز جهانی خود را دریافت نمود. پس از کسب این ۴ مدال برنز، طالبی به وزن ۶۲ کیلوگرم صعود نمود و چند سالی در این دسته کشتی گرفت. از جمله چند مدال طلا از مسابقات ارتش های جهان کسب نمود و در نهایت در سن ۲۷ سالگی برای همیشه بر تشک بوسه زد و کشتی را کنار گذاشت.

زندگینامه ی ابراهیم جوادی

ابراهیم جوادی، یکی از شاخص ترین چهره های تاریخ کشتی ایران در سال ۱۳۲۲ در قزوین به دنیا آمد. پس از سالها کشتی‌ گرفتن بر روی تشک پر از کاه یا روی زمین خاکی، این عاشق کشتی، نخستین بار در سال ۱۳۳۹ در باشگاهی در کرج نام‌نویسی کرد. اولین قهرمانی جوادی در مسابقاتی بود که شهرداری کرج در این شهر برگزار نمود و او با پیروزی بر مسعود زکی خانی در فینال به قهرمانی رسید، آن هم با ۴۵ کیلوگرم وزن.
ابراهیم جوادی با عزمی راسخ برای حضور بر سکوهای مهم تلاش می کرد ولی در گذشت برادرش بر اثر ضرب دیدگی حین تمرین کشتی در سال ۱۳۴۴ از لحاظ روحی به شدت به او آسیب رساند. در آن زمان وزن اول کشتی ۵۲ کیلوگرم بود ولی جوادی به علت وزن بسیار کم (۴۶ کیلوگرم) نتوانست در مسابقات انتخابی المپیک ۱۹۶۸ به پیراهن تیم ملی برسد و از کشتی خداحافظی کرد. اضافه شدن وزن ۴۸ کیلو انگیزه ای دوباره به وی بخشید تا در سال ۱۳۴۷ در مسابقات انتخابی جام تفلیس حضور یابد. او با موفقیت در این مسابقات، راهی تفلیس شد و در آنجا به مدال نقره رسید. در مسابقات انتخابی رقابت های جهانی ۱۹۶۹ ماردل پلاتا او به مقام اول دست یافت تا اولین حضور جهانی خود را تجربه کند. روزهای هشتم تا دهم مارس ۱۹۶۹، ماردل پلاتا، شاهد اولین رقابت ۴۸ کیلویی‌ها در دنیا بود. ابراهیم جوادی در کنار هفت کشتی گیر دیگر با قرعه شماره ۶ مسابقات را شروع کرد. در دور اول با آنتونیو دالوسیو از آرژانتین روبرو شد و با ضربه‌فنی به پیروزی رسید. او در دور دوم با سخت‌ترین حریف خود بعنی رومان دیمیتریوف از شوروی کشتی گرفت و این مبارزه را هم با امتیاز (۷-۲) برد. پس از این پیروزی درخشان، جوادی ابتدا دال کستل از ایالات متحده را با اختلاف مغلوب کرد و سپس با گذشتن از سد آکی‌هیکو اومدا از ژاپن بر سکوی قهرمانی جهان ایستاد.
۱۶ ماه بعد وقتی ۴۸ کیلویی ها به خوبی در دنیای کشتی جا افتاده بودند، رقابت های جهانی طی روزهای نهم تا یازدهم ماه جولای ۱۹۷۰ در شهر ادمونتون کانادا برگزار شد. در این دوره ۱۲ نفر در وزن ۴۸ کیلوگرم شرکت داشتند که جوادی با قرعه شماره ۳ شاخص‌ترین شرکت کننده به شمار می‌رفت. او مسابقات را با پیروزی بر صفریایگین از ترکیه آغاز کرد و سپس با کسب پنج پیروزی پیاپی دیگر با اقتدار تمام بر سکوی اول جهان قرار گرفت و دومین مدال طلای جهانی خود را برگردن آویخت. ۱۴ ماه بعد از این رویداد مهم، یعنی آگوست سال ۱۹۷۱ در استادیوم واسیلفسکی شهر صوفیه، ابراهیم جوادی یک بار دیگر اقتدار خود را به رخ تمامی ۴۸ کیلویی‌های دنیا کشید و با شش پیروزی تحسین برانگیز به سومین طلای جهانی خود دست یافت تا امید اول کسب مدال طلای المپیک مونیخ باشد، میعادگاهی که برای جوادی تبدیل به برزخ شد. در مونیخ، همگان منتظر پیروزی‌های جوادی و قهرمانی او بودند . ۱۵ کشتی گیر در ۴۸ کیلوگرم حضور داشتند و جوادی با قرعه شماره ۵ در برابر سرجیو گونزالس از ایالات متحده قرار گرفت و به علت وزن کم کردن زیاد و تحلیل رفتن قوای جسمی و روحی به تساوی رسید.
در دور دوم یموان بازار از مغولستان با ضربه فنی مغلوب جوادی شد. سومین مبارزه او با صفریایگین از ترکیه بود که با اختلاف ده امتیاز شکست را پذیرا گردید تا جوادی برای چهارمین سال متوالی روردروی آکی‌هیکو اومدا ژاپنی قرار گیرد که البته باز هم با امتیاز (۱۰-۸) وی را شکست داد. در دور پنجم فقط سه کشتی‌گیر در جدول باقی مانده بودند تا برای سه مدال مبارزه کنند. جوادی در اولین مبارزه رومان دیمیتریوف روس را بار دیگر شکست داد ولی در پیکار آخر خود در بدترین شرایط روحی و جسمی مغلوب نیکولف از بلغارستان شد تا علی رغم تمامی شایستگی‌ها بر سکوی سوم المپیک قرار گیرد. این تنها شکست جوادی در مسابقات جهانی و المپیک بود. پس از خاتمه بازیهای المپیک مونیخ ، جوادی نتوانست در وزن ۴۸ کیلوگرم باقی بماند. وزن او سنگین شده بود و او قادر نبود آن همه فشار را برای کاهش وزن تحمل نماید، بنابراین به وزن ۵۲ کیلوگرم صعود کرد و در مسابقات ۱۹۷۳ تهران در این وزن مبارزه نمود.
هر چند در این دوره ۱۶ کشتی‌گیر قدرتمند حضور داشتند و برای جوادی اولین تجربه در این وزن بود ولی او با اقتدار تمام و کسب ۶ پیروزی به مقام قهرمانی جهان رسید و بر تشک کشتی بوسه زد تا با دنیای قهرمانی وداع نماید. البته سال بعد به اصرار جامعه کشتی در بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران حضور یافت و با اقتدار قهرمان شد. او در سال ۱۹۷۰ هم قهرمان بازیهای آسیایی شده بود. ابراهیم جوادی در طی حضور خود در تیم ملی علاوه بر چهار طلای جهانی در تورنمنت‌های مهمی چون جام دانکلف، جام تفلیس، جام تاتراس لهستان و... هم به مدال طلا دست یافت تا پرافتخارترین سبک وزن تاریخ کشتی ایران باشد. در المپیک ۱۹۷۶ مونترال و ۱۹۹۲ بارسلونا او به عنوان مربی همراه تیم ملی بود و اکنون ریاست هیئت کشتی شهرستان کرج را برعهده دارد.